السيد الطباطبائي

11

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )

يونان قديم هر يك طبق سبك خويش در وجود بحث كرده‌اند و علت اينكه ارسطو در دائره المعارف خود يك قسمت را كه بعدها بنام متا فيزيك يا فلسفه اولى يا علم اعلى معروف شد مجزا كرد و بيك رشته مسائل معين اختصاص داد همين بود كه اين مسائل بر محور وجود مىچرخد و بحث از وجود است در مقابل ساير قسمتها كه هر يك از آنها بحث از موضوع خاص ديگرى است . ارسطو در مقاله جيم رساله ما بعد الطبيعه كه بكتاب الحروف معروف است تصريح مىكند كه مباحث اين قسمت در خور هيچيك از علوم طبيعى يا رياضى نيست زيرا موضوع بحث اين قسمت يك معنائى است اعم از موضوعات علوم طبيعى و رياضى و غيره . مترجمين عربى آن معناى اعم را در ترجمه كتاب الحروف به كلمه هويت ترجمه كرده‌اند و بعدها حكماء اسلامى بجاى كلمه هويت كلمه موجود را استعمال كرده‌اند و شايد اول كسى كه با اين تعبير مطلب را ادا كرده است ابو نصر فارابى در رسالات خويش است بهر حال دانشمندان شرق و غرب اين معنى را بطور مسلم منتسب به ارسطو مىدانند كه فلسفه اولى و علم كلى كه شامل كلىترين مسائل است بحث از وجود و موجود است و موضوع آن وجود مطلق است على هذا بحث در وجود سابقه ممتد و طولانى دارد بلكه اساسا فلسفه اولى بحث از وجود است . ولى مسائلى كه در فلسفه اسلامى بنام مسائل وجود خوانده مىشود و در يك فصل علىحده جا داده مىشود و اين مقاله بطور جداگانه بانها اختصاص داده شده يك عده مسائل مخصوصى است كه تا آنجا كه ما جستجو كرده و اطلاعاتى بدست آورده‌ايم بتدريج وارد فلسفه اسلامى شده و نظر صاحب نظران را جلب كرده تا آنكه به صورت جدىترين و اساسىترين مسائل فلسفى در آمده به طورى كه يكباره سرنوشت فلسفه را در دست گرفته است . اين مسائل بيش از آن مقدار كه با منابع يونانى و غير يونانى ارتباط داشته باشد از طرفى از آراء و نظريات متكلمين و از طرف ديگر از عقايد و افكار عرفا سر چشمه گرفته و البته اين مسائل در نزد متكلمين يا عرفا حالت بسيطتر و ساده ترى داشته و بعلاوه با روش صحيح عقلانى فلسفى تجزيه و تحليل نمىشده و بعدا كه وارد فلسفه شده مورد تجزيه و تحليلهاى حكيمانه حكما واقع شده و صورت فلسفى به خود گرفته و نضج و كمال يافته تا آنكه در قرون اخيره به اين صورتى كه امروز هست در آمده ما در همين مقاله پس از آنكه خود اين مسائل را توضيح و تشريح كرديم به كيفيت سير اين مسائل در ميان